خانه |  درباره ما |  ارتباط با ما |  آرشیو فصلنامه  
 
چهره ها و تحلیل ها
نظریه‌پرداز کافی در حوزه علوم انسانی نداریم
نظریه‌پرداز کافی در حوزه علوم انسانی نداریم
معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه خوارزمی گفت: نظریه‌پرداز کافی در علوم انسانی نداریم و افرادی هم که نظریه‌پردازی انجام می‌دهند در مورد جامعه ایران نمی‌توانند تئوریهای خوبی ارائه دهند.
اقدامات تحولی
اتمام بازنگری حقوق عمومی، خصوصی و بین الملل در مقطع کار‌شناسی
اتمام بازنگری حقوق عمومی، خصوصی و بین الملل در مقطع کار‌شناسی
دبیر کارگروه تخصصی حقوق شورای تحول علوم انسانی از اتمام بازنگری رشته‌های حقوق عمومی، حقوق خصوصی و حقوق بین الملل در مقطع کار‌شناسی خبر داد.
پرونده های ویژه
در علوم انسانی عقبیم
در علوم انسانی عقبیم
در زمینه‌ی علوم انسانی عقبیم. دوستان که درباره‌ی علوم انسانی صحبت کردند، بدرستی بر روی اهمّیّت علوم انسانی، حتّی در صنعت، تکیه کردند؛ درست است. این آماری که این برادر عزیزمان دادند برای من جالب بود که گفتند در پیشرفت صنعتی، حدود چهل درصد مثلاً یا پنجاه درصد- مربوط به مسائل مهندسی و مربوط به مسائل فنّی است، حدود پنجاه شصت درصد مربوط به مسائل علوم انسانی مثل مدیریّت، همکاری، سخت‌کوشی است؛ راست می‌گویند، این خیلی مهم است.
مدیریت
علوم سیاسی
چرا علم بومی با عدم مقبولیت نخبگان علمی مواجه شده؟
چرا علم بومی با عدم مقبولیت نخبگان علمی مواجه شده؟
به‌‌‌ دلیل تسلط تفکر اسلامی بر تفکر ایرانی، نظریه‌ی روابط بین‌الملل با خاستگاه و نقطه‌ی عزیمت ایرانی (متأثر از ریشه‌های غیردینی و متناسب با اسطوره‌ها و استعاره‌ها ایرانی) بی‌رنگ و بی‌رمق است. آنچه بیشتر در اینجا مورد کنکاش باقی می‌ماند، تلاش‌هایی با ریشه‌های نظری و نظریه‌پردازی اسلامی از روابط بین‌الملل است. هرچند اخیراً تلاش‌هایی نیز در این زمینه توسط برخی از اساتید و دانش‌پژوهان این رشته شکل گرفته و در حال شکل‌گیری است، اما همان‌طور که جیمز روزنا در کتاب «پیش‌نظریه در سیاست خارجی» (که در سال 1966 منتشر شده است) اشاره می‌کند، این تلاش‌ها حالت «پیش‌نظریه» دارند تا نظریه‌ای منسجم. غلبه‌ی روش‌شناسی‌های علمی (به معنای مرسوم علم) بر جریان اصلی IR (که بیشترین مقبولیت را در ایران و در بین دانش‌پژوهان این زمینه‌ی مطالعاتی دارد) سبب شده است تا فرضیه‌ای «علمی» تلقی شود که یا صدق و صد احتمالی‌اش مشخص شود یا ابطال شود. همین موضوع یک چالش برای نظریه‌پردازی بومی است؛
حقوق
نهادینه‎سازیِ گفتمان حقوق‌بشری نسخه‌ی منفرده هرجامعه‌ای نیست
نهادینه‎سازیِ گفتمان حقوق‌بشری نسخه‌ی منفرده هرجامعه‌ای نیست
در گفت و گو با دکتر موسوي مجاب، عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس به مسئله حقوق بشر پرداختیم. موسوی مجاب معتقد است که در جوامع غربی، افراط در زمینه‌ی حق‌مداری وتأکید بر جلوه‎های حقوق‌بشری تا حدی است که عملاً جانب تعهّدات و تکالیف انسانی به فراموشی سپرده شده است و انسان‌گویی به صورت فعّال مایشاء در سطح اجتماعی ظاهر می‌شود‌. آنچه که در ادامه می‌خوانید حاصل گفتگوی ما با دکتر موسوی مجاب می‌باشد.
علوم اجتماعی
اولویت با تغییر ساختار است
اولویت با تغییر ساختار است
دکتر غلامرضا جمشیدی‌ها دارای مدرک دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه منچستر، عضو هیئت علمی و رئیس دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. وی همچنین مسئولیت کارگروه علوم اجتماعی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی-اجتماعی را برعهده دارد. وی اعتقاد دارد علوم اجتماعی در ایران در سطح نخبه‌ها مانده و به سطح عامه مردم کشیده نشده است و ما فقط تا درِ دانشکده جامعه‌شناس هستیم، از اینجا که رفتیم شخصیت دیگری هستیم. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به مشکلات ساختاری نهادها و مراکز علمی می گوید باید ساختار تغییر کند؛ آن چنان که با تغییر ساختار در یک دانشگاه، دانشگاه‌های دیگر هم ملزم به تغییر ساختار سازنده می شوند. به کوشش سیاوش غفاری
روانشناسی و علوم تربیتی
روانشناسی هم نیازمند تحول است و هم تولید جدید
روانشناسی هم نیازمند تحول است و هم تولید جدید
دکتر هادی بهرامی احسان دانشیار روانشناسی و عضو هئیت علمی دانشگاه تهران است که هم اکنون رئیس دانشکده روانشناسی این دانشگاه را برعهده گرفته است. سیل ترجمه‌های عامیانه و کتاب‌های زرد در موضوع روانشناسی و تاثیر آن بر تحول در علوم انسانی و تولید علم دلیلی شد تا در یکی از روزهای بهار در دفتر ریاست دانشکده روانشناسی روبروی کوی نصر با او به گفتگو بنشینیم. او که پژوهش‌هایی در زمینه روش شناسی علم، روانشناسی سلامت و خانواده انجام داده است معتقد است که دوران تئوری‌های بزرگ در روانشناسی به اتمام رسیده است.
اخبار > جریان علمی در ایران فراگیر و انقلابی است
 


شماره خبر :٤٩٠٠٧٤   تاریخ انتشار خبر : 1395/02/06    ا   ١١:٤٣
 
جریان علمی در ایران فراگیر و انقلابی است
دکتر یعقوب فتح‌اللهی از اعضای هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تربیت مدرس می‌باشند. فتح‌اللهی که هم اکنون به عنوان معاونت پژوهشی این دانشگاه مشغول به فعالیت است را به عنوان یک استاد دغدغه‌مند می‌شناسیم. در گفتگوی صمیمانه و خودمانی ما با ایشان نکات جالب و قابل تأملی مطرح شد.. استاد از دغدغه‌هایش برای ما گفت و از تربیت مدرس و اهداف تاسیس آن. آنچه می‌خوانید حاصل این مباحثه خودمانی است که با موافقت ایشان او در قالب یک گفتگو ارائه می‎شود.

یکی از اهداف انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها این بود که استادان و دانشجویانی در طراز جمهوری اسلامی تربیت شوند. به نظر شما بعد از سی و اندی سال چقدر به این مهم دست یافته‌ایم؟ آیا توانسته‌ایم خروجی دانشگاه اسلامی را به عنوان یک نمونه به جهان معرفی کنیم؟

انقلاب مردم ایران بر محور دین اسلام بوده است، یعنی یک انقلاب دینی بوده است. بنابراین، این حرکت فراگیر انسانی، براساس دین و باورهای دینی بوده و هدفش حاکمیت ارزشهای دینی بوده است. با این محور، مبارزات شروع شده، ادامه پیداکرده و در قالب انقلاب اسلامی بعنوان یک انقلاب شکوهمند به پیروزی رسیده و سنگ بنای یک حکومت دینی، یک حکومت اسلامی را با این حرکت عظیم مردمی بنا نهاده است. برای انجام این انقلاب، آدمها و انسانهای فرهیخته و فرزانهای در طراز انقلاب نیاز داشتیم. این انسان‌های انقلابی در مساجد، حوزه‌های علمیه، دانشگاهها و در فرهنگ عظیمی همچون عاشورا پرورش یافته و قبل از انقلاب نیز وجود داشته‌اند. اکثر خانواده‏های مذهبی در فضای فرهنگ دینی، فرزندانشان را تربیت کرده بودند و این فضای تربیتی همچنان حاکم است و خواهد بود. بنابراین، این طراز رخ داده است. این باور را باید قبولکنیم که حرکت امام همراه با یارانش یک طراز انقلابی بود که رخ داد و مردم هم این طراز فکری را داشتند که انقلاب رخ داد. پس ما بعد از انقلاب به دنبال طراز انقلاب نمیگردیم. ما قبل از انقلاب و ضمن این انقلاب، آدمها را پرورش داده بودیم و توانستیم این کار را انجام دهیم و به لطف الهی درادامه راه یک سنگ بنای اصلی حکومت اسلامی را با این انقلاب به وجودآورده‌ایم و به لحاظ تشکیلاتی و سازماندهی، کارهای مختلفی را که از لوازم حکومت است، ایجادکرده و انجام داده ایم.

در این بین چه شد که دانشگاه تربیت مدرس تاسیس شد؟

برای اینکه بتوانیم در زمینه فرهنگی، تربیتی و علمی در دانشگاهها اهداف انقلاب اسلامی را پیگیری کنیم به فکر تأسیس دانشگاه تربیت مدرس افتادیم. این دانشگاه حاصل یک تفکر انقلابی و مولود انقلاب است. یعنی با یک نگاه انقلابی این دانشگاه را تأسیس کردیم که نیروهای انسانی با تفکر و بینش علمی و باورها واعتقادات دینی، عنصر تحول در دانشگاههای کشور بشوند. اول هم از علوم انسانی شروع کردیم، یعنی این دانشگاه، اولین رشتههایش با علوم انسانی بود و وقتی تاسیس شد اول به عنوان مدرسه تربیت مدرس بود و فقط مقاطع تحصیلات تکمیلی، که به همین شکل هم باقی مانده و در واقع انسانهای عالم و حکیم را تربیت میکند تا موسسات و مراکزعلمی کشور را با فرهنگ انقلابی اداره و فرزندان این مرز و بوم را با فرهنگ انقلابی، اسلامی و ایرانی پرورش دهند و تربیت کنند. بنابراین دانشگاه کار خود را اغاز کرد، هر چند در آن زمان خیلی از نیروهای علمی کشور با راه اندازی مقاطع تحصیلات تکمیلی موافق نبودند و این تفکر در ذهنشان بود که ایران توانایی و قابلیت‎های لازم برای راه‌اندازی تحصیلات تکمیلی را ندارد. امّا این اراده انقلابی باعث شد که این اتفاق افتاد؛ یعنی دانشگاه تربیت مدرس با هدف راهاندازی مقاطع تحصیلات تکمیلی یکی از محصولات اصلی تفکر انقلابی است. قبل از انقلاب کم و بیش در بعضی از رشتهها، تحصیلات تکمیلی داشتیم.

حالا چرا به سراغ تحصیلات تکمیلی رفتید؟

تحصیلات تکمیلی هدف اصلیش تولید فکر است، تولید علم است. چون مقاطع پایینتر این کار را انجام نمیدهند، آنها آموزشی هستند. این هم یکی از دستاوردهای انقلاب بود که دانشگاهی وجود داشته باشد که در آن انسانها، اعتماد به نفس خودشان را پیدا کنند. هستهی آن بعد از انقلاب گذاشته شد، همان اعتماد به نفسی که توانسته انقلاب را به وجود آورد. این اعتماد به نفس و خود باوری به متن دانشگاه منتقل شد و درجوان ایرانی در درون دانشگاه تربیت مدرس و بعداً در سایر دانشگاهها جریان یافت. انقلاب فرهنگی یعنی همین، یعنی جوان شما، یکی از ارزشهایش باورش باشد، خودش را به جریان بیندازد، تاثیرات و محصولات بینظیر میتواند ایجاد کند. این جوان خودباور، فرآوردههای بی‏نظیر میتواند برای جامعهاش به وجود بیاورد که شما در حوزههای مختلف محصول و فرآورده این تفکر انقلابی را که به نام دانش، پژوهش و تولید علم نامگذاری میکنیم، میبینید. خودباوری را میبینید به نحوی که این خودباوری سر منشأ اصلی اختلاف غرب با ماست و نه چیزدیگری. این جریان یک جریان انقلابی است، یک حرکت انقلابی است. این انقلاب فرهنگی دارد به یک انقلاب فکری تبدیل میشود. این انقلاب فکری دنیا را فرا خواهد گرفت، چرا که بعضی از آثار این انقلاب فرهنگی و فکری را در نقاط مختلف جهان تحت عنوان بیداری میبینید. ناظر به سوال اول شما چه کار فرهنگی بالاتر از این که طراز انقلاب از سطح ملی به سطح جهانی جریان یافته است، هر چند دشمنان زیادی وجود دارد و هر چند ترس و وحشت کل وجود استکبار را فراگرفته، امّا این کار دارد انجام میشود و شعار نیست. صدای انقلاب به گوش تک تک انسانها در اقصی نقاط جهان رسیده و کار این انقلاب الهی این است که جریان اصلی خودش را طی خواهد کرد و پیش میرود و هیچ قدرتی یارای مقابله با این جریان را چون ریشهاش این انقلاب حقیقت است و الهی است. کاملاً آرمان و اهدافش سازگار با فطرت انسانی است و جریان مییابد مثل همه جریانهای دیگری که از دین منشأ گرفته و هر چیزی که از باورهای دینی که آسمانی است برخیزد ماندگار و جاودان است، این نهضت هم به همین ترتیب است.

الان چه لزومی دارد که ما فقط تحصیلات تکمیلی داشته باشیم؟

تحصیلات تکیملی در واقع بستر ورود به تولید اندیشه، تفکر، علم و فناوری است.

مگر در دانشگاههای دیگر که تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری دارند در آنها تولید علم انجام نمیشود؟

چند سالی است که تولید علم انجام میشود، قبلاً جرات نداشتند. برای این منظور فقط یکی از دستاورد های حرکت علمی جمهوری اسلامی ایران را مد نظر قرار میدهیم و ان را با قبل از انقلاب مقایسه میکنیم. شمار اسناد و مدارک علمی که در پایگاههای علمی جهانی در 17 سال قبل از انقلاب اسلامی به نام ایران ثبت شده است حدود دو هزار سند است ولی در حال حاضر سیصد هزار سند علمی به نام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، یعنی یک حرکت عظیم رخ داده است و از این سیصد هزار سند علمی حدود 90 درصد در 10 سال اخیر بوده است، یعنی جمهوری اسلامی ایران هستهی متعالی تولید دانش را بعد از انقلاب کاشت، الان به بار مینشیند. حرکت تولید علم یعنی فعالیت علمی در ایران شتابش از همه دنیا بالاتر است امّا این کافی نیست، این تازه ابتدای یک جریان است.

نقش دانشگاه تربیت مدرس دراین میان چه میزان است؟

دانشگاه تربیت مدرس تاکنون هزارن فارغ التحصیل داشته است. یعنی  هزاران نیروی انسانی که با آن تفکر متعالی رشد و پرورش پیدا کرده‌اند. اینها نهال همین تفکر را در سراسر موسسات علمی کاشتند و جریان تولید علم و راهاندازی مقاطع تحصیلات تکمیلی را در همهی دانشگاهها امکانپذیر ساختند.

خب،دانشگاههای دیگر هم تولیدات علمی دارند؟

با تاخیر آمدهاند در این میدان. در حال حاضر اکثر دانشگاههای کشور در این عرصه فعال هستند که از مطرح شدن آن تفکر انقلابی، حدود 35 سال گذشته است. قبل از انقلاب، چندان تولید علم نداشتیم. بعد از انقلاب اول دانشگاهی که وارد این عرصه (تحصیلات تکمیلی) میشود دانشگاه تربیت مدرس است. رسالت اصلی تحصیلات تکمیلی تولید اندیشه، علم و فناوری است.

یعنی قبلاً تحصیلات تکمیلی مثلاً در دانشگاه تهران نبوده است؟

انگشت شمار بوده، خیلی خیلی کم. باید میرفتند اروپا، آمریکا و...خیلی کم تحصیلات تکمیلی در کشورمان وجود داشت آن هم در یک حد و اندازهی بسیار پایین کار علمی انجام میداد، این جریان نهالش کاشته شد، رشد کرد و الان درخت تنومندی شده و میوههایش را هم در کشور داریم میچینیم. در سال 2005 اواخر دولت هشتم شخصی به نام آبوت به ایران میآید ایشان رابط مجله نیچر در اروپا میباشد، چند موسسهی علمی ایرانی را میبیند، مثل پزوهشگاه دانشهای بنیادین، مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان و... و با چند تا از جوانان ایرانی صحبتهایی میکند و بعد در مجله نیجر دوعنوان مقاله مینویسد؛ مقاله اولش، با این مضمون که ایران در مسیر ترقی است، منتشر میشود. در این مقاله اشاره میکند که دانشمندان عالی مقام همچون تاریخ گذشته این کشور دوباره میتوانند در ایران ظهور کنند. دوباره، یعنی این مملکت که تاریخ تمدنش بیش از 10 هزار سال است دانشمندان عالی مقام مثل ابن سینا،... را داشته، دوباره اینها میتوانند ظهور کنند. بعد خودش در آن مقاله می‌نویسد که میتوان با این پیشرفت مقابله کرد، مثلاً با تلاطم و ناآرامیهای اجتماعی یا تحریم بیشتر و شدیدتر، یعنی تقریباً میشود گفت که این اتفاقات درکشور ما طی 10سال گذشته رخ داده است. تحریمها تشدید و ناآرامیهای اجتماعی هم بوجود آمد. باز هم این حرکت ادامه پیدا کرد، چون انقلابی است و حرکت انقلابی نمیایستد. مقاله دوم این کارشناس خارجی در مجله نیچر با این مضمون است که حکومت روحانیت که در ایران ما فکر میکنیم تحت تحریم آسیب دیده، ببینید چه آزمایشگاههای تحقیقاتی پیشرفته و مراکز تحقیقاتی تاسیس کرده‌اند. یعنی دشمن در همان زمان، به این جریان علمی در ایران پیمیبرد ولی میداند که این جریان علمی، یک جریان فراگیر انقلابی است.

این تفاوت در دانشگاه تربیت مدرس با دانشگاه‌های دیگر به چه دلیل است؟

تمام اعضای این دانشگاه انقلابی هستند و از سطح بالای ایثار و فداکاری برخودار هستند. کارشان کار اعتقادی است و اگر کارشان را تا حدودی با حقوق و دستمزد برابر کنیم باید سالی به یک استاد تمام در این دانشگاه 400 میلیون تومان حقوق و دستمزد پرداخت کنیم (اگر بخواهیم با استاندارد جهانی مقایسه کنیم.) امّا او با حقوق و دستمزد پایین با یک باور انقلابی و دینی مملکتش را می‌سازد.

دانشگاه تربیت مدرس یکی از اهدافش این بود که در بحث تحول در علوم انسانی هم وارد شود؟ عملکرد دانشگاه در این زمینه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

نکتهای مهمی درحوزهی‎علوم انسانی وجود دارد و ان هم رفتار انسانی وانسان است. نگاه ما به انسان، عقل، علم، فناوری و زندگی متفاوت از نگاه سایر مکاتب علوم انسانی است. انسان متعالی با عقل خودش وبا روش شناسی برگرفته از رویکرد متعالی، دانش متعالی را به وجود میآورد و این دانش متعالی یک جامعهی پیشرفته را میسازد. نگاه ما به انسان و علم با مکاتب رایج در محافل علمی دیگر نقا ط جهان فرق دارد. حوزهی علوم انسانی، موضوعش انسان و رفتار اوست. وقتی نگاه ما به انسان و علم متفاوت است، بنابراین ما با رویکرد خودمان باید با علوم انسانی در سطح روششناسی (متدولوژی) توجه خاصی داشته باشیم. روش این نیست که تمامی علومی را که بشر با دیدگاه خاص مثل علم اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی و از این قبیل بنا نهاده و توسعه داده است، کنار بگذاریم. اینها سرجای خودشان هستند. در این علوم، مطالب آموختنی زیادی وجود دارد، امّا چون ما در صددیم که یک تفکر و بینش جدیدی را در دنیا معرفی کنیم، باید در این زمینه روش علمی مناسب خودمان را طراحی کنیم و دانشگاه سرمنشا همه این‌هاست. پس لازم است به نظر من یک توجه خاصی به حوزه روش شناسی در علوم انسانی شود و براساس این روششناسی و آن مبنای معرفتی و ارزشی یک سلسله علوم منبعث از این تفکر به دنیا معرفی شود و اینجا، ایران، منزلگاه و خاستگاه همچون علومی است و خواهد بود.

دانشگاه تربیت مدرس از اعضای هیئت علمی متبحری در حوزه علوم انسانی برخوردار است. اینها اگر همفکری و همکاری را در درون بدنه‌ی خودشان شکل بدهند و ایجاد کنند و از مجرای این همفکری با یک روش‌شناسی منبعث از مبانی معرفت دینی، تلاش بکنند می‌توانند علوم جدیدی را در طی چند دهه تدوین کنند و به حوزه‌ی علوم اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، فلسفه مطالبی جدید اضافه کنند؛ مطالبی که رنگ و بوی معرفت دینی داشته باشند. چنانکه در تاریخ گذشته انجام شده، فیلسوفان و جامعه شناسان خیلی خوبی داشتیم، مثل ابن خلدون، ابن سینا، فارابی و... در دوره‌ی معاصر مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری، همه این علما، انسان‏های متعالی هستند که فکر و اندیشه جدیدی را مطرح و به حوزه تخصصی خود اضافاتی کردهاند و میشود این کار را انجام داد. یک ظرفیت خیلی خوبی هم در دانشکده‌ی علوم انسانی و هنر ما وجود دارد و بخاطر جامعیتی که این دانشگاه دارد این‌ها در کنار سایر حوزه‌ها میتوانند در زایش و رشد موضوعات نو و تازه، و پیشرفت مبتنی بر ارزشهای دینی و ایرانی مشارکت خوبی داشته باشند. به نظر من در کنار ظرفیت سازی از جمله ایجاد هستهها، حلقهها و گروههای تحقیقاتی، باید از یک حمایت معنوی و مالی برخوردار باشند تا بتوانیم از این انرژی نهفته در دانشگاه و کشور استفاده کنیم.

کارنامه‌ی دانشگاه را در حوزه‌ی تحول در علوم انسانی را چطور ارزیابی میکنید؟

در مقایسه با سایر دانشگاه‌ها کارهای خوبی انجام شده است. امّا آیا این فضای علوم انسانی، فضای مطلوبی است؟؛ نه، بنظر من. البته. خیلی فراتر از این میتوانند در حوزهی علوم انسانی کار جدی بوجود بیاورند. نظریههای تجویزی، کاربردی و هنجارساز را به منظور ترویج تفکر دینی، ساخت جامعهی دینی و علمی، و گسترش آن در سراسر جهان انجام بدهند. یک رسالت عظیم و یک ماموریت بینظیری بردوش اینهاست و امیدوارم که بتوانند این ماموریت و رسالت را به نتیجه برسانند.

معاونت پژوهشی چه برنامههایی دارد در خصوص تولید علم، بومی سازی این علم و تحول در علوم انسانی؟

کار زیادی داریم، امّا دانشگاه تربیت مدرس هر 10 سال یکبار یک برنامه راهبردی تدوین میکند که 10 سال پیش یک برنامه راهبردی تدوین کرده است، مهلت اجرای این برنامه راهبردی به اتمام رسیده است و شورای راهبردی از پیشکسوتان و انسان‌های باتجربه دانشگاهی تشکیل شده است و قرار است که یک تیم تحقیقاتی همراه با اعضای هیات علمی، کارمندان و دانشجویان این دانشگاه یک برنامه راهبردی جدیدی را برای 3 الی 5 سال آینده دانشگاه، زیرنظر آنها تدوین کند که بخشهای پژوهش، آموزش، پشتیبانی، منابع انسانی، دانشجویی و سایربخش‌ها را در برخواهدگرفت. وقتی که طی این تلاش، استراتژیهای اصلی در حوزهیهای مختلف تدوین شد، براساس آنها، دانشگاه یک برنامه عملیاتی طراحی میکند و یک برنامهی سالیانه و در این برنامهها که منبعث از آن تفکر خواهد بود، اهم امور اجرایی دانشگاه رقم خواهد خورد و برای اجرا به صورت مدون آماده خواهد شد. مسلماً به منظور مراقبت ازتحقق اهداف مندرج در برنامه راهبردی دانشگاه، نظام نظارت و ارزشیابی مخصوصی تدوین میگردد.

برای سال بعد دانشگاه در حوزهی تحقیقات، ارتقاء کیفیت تحقیقات و افزایش ضریب نفوذ بین‌المللی فعالیتهای علمی دانشگاه را در حد خودش هدف قرارداده و برنامهریزی کرده است و امیدوارم با حمایت مادی و معنوی از مراجع مربوط و با همدلی و همکاری همه همکاران عزیزم بتواند این حرکت را پیش ببرد.

 

خروج